| HOME PAGE | BLOG ARCHIVE | CONTACT US | set home page | save page | favorites | rss |


زمستان که طولانی می شود دل شروع می کند به یخ زدن !
یخ زدن دل را احساس می کنم. جوری یخ تمام وجودش را می گیرد که دیگر با هیچ گرمایی بازشدنی نیست مگر ...
مگر گرمای نگاه تو ...
آن وقت آرام آرام قالب یخی باز می شود و قلب جان دوباره می گیرد. و این درست آغاز بهار است.
بهاری که من از چشمان تو به یادگار می گیرم و از خدایی که آفریننده این چشمان است.
زمستان مدت زیادی است که خانه دل را احاطه کرده است و قصد رفتن ندارد و من همچون ساکنان خانه بزرگ جنگلی در خواب طولانی به سر می برم...
گرچه زمستان همیشه ماندنی نیست اما اگر طولانی شود دیگر شاید بهار را هم از دست بدهم و تمام آن را در گیجی بعد از یک خواب طولانی سپری کنم.
اکنون چشم به راه بهار دیگری ام ..
بهاری از جنس نگاه تو...
نفس هایی که هر یخی را باز می کند..
آغاز بهار من باش..
دریای شور انگیز چشمان تو زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست..
*******
پی نوشت:
+ من منتظرتم "پیر ساده توانا" تا ببینم پشت نقاب این اسم چه کسی قائم شده...
+ دیگه کلا شاید نوشته ها یه جوری باشه که به مذاق کسی خوش نیاد! اما همش حرف دله...

زیبا سلام
زیبا می بینی هنوز هم تغییر نکرده ایم ...!
از همان ابتدا این رسم پابرجا بود
من یکریز و دم به دم حرف می زدم
خواهش می کردم و التماس
که چیزی بگویی...
و تنها جواب من ...
سکوت...
۳/۴/۸۸
پ.ن: زیبا سلام ها از مرز ۷۰ هم گذشت...
سال ها پیش در اسکاتلند خانواده ای بود.
پدر خانواده از ماه ها قبل تلاش کرده بود تا اقدامات لازم جهت سفر خانواده و اقامت آنها به آمریکا رو فراهم کنه. ماه ها درگیر کارهای گذرنامه و بلیط کشتی بود.
همه خانواده غرق در شادی بودند.
تا اینکه یک هفته قبل از حرکت آنها سگی پای یکی از بچه ها رو گاز می گیره و به علت مبتلا شدن به بیماری هاری اونا در قرنطینه قرار می گیرند و نمی تونن از خونه خارج بشن..
همون خانواده خوشحال چند روز قبل حالا دیگه هیچ اثری از شادی در وجودشون نبود.
پدر و بقیه افراد کلی ناراحت بودند و حتی پسر کوچکشون رو شماتت می کردند و به خدا گله و شکایت.
روز حرکت کشتی رسید. پدر برای بدرقه کشتی به اسکله آمد و با افسوس رفتن کشتی رو نگاه می کرد..
و باز هم برگشت و گله و شکایت رو شروع کرد...
اما..
4 روز بعد خبر رسید که کشتی غول پیکر تایتانیک در اقیانوس غرق شد و ...
آری از قسمت نمی باید گریخت
عین الطاف است ساقی هرچه ریخت
*******
پی نوشت:
+ گاهی ما نسبت به خدا هم خیلی با بی انصافی قضاوت می کنیم . در حالی که اصلا در مقام قضاوت نیستیم... خدایا به من بیاموز که آنچه را تو دیر می خواهی زود نخواهم ...
+ زود برگشتم؟ دیگه دلیلی برای نبودن نداشتم !
© 2008 bluefreinds.blogfa.com Powered By : Blogfa |
