|
داشتم سفید مثل شب رو گوش می دادم .
وحید جلیلوند مثل روزهای قبل یه ارتباط مستقیم تلفنی داشت ... همین جور که داشت اوضاع و احوال اونجا رو تعریف میکرد دلم هوایی شد .. همزمان با سلام دادنش من هم سلام می دادم .. همون سلامی که خاص خودش بود:
سلام بر تو ای حضرت پدر
سلام بر امیر مهر و لبخند
سلام بر بانوی مهرو آب ...
نمی دونم این مدینه چی تو دل خودش داره که آدم بوی غربتش رو حتی کیلومترها دورتر حتی با شنیدن صدای یه نفر که اونجاست از پشت تلفن احساس می کنه ... و این رو هم نمی دونم چرا هرکسی که می خواست یره مکه بهش می گفتم مدینه کنار بقیع به یادم باش !
آخر همه گزارش هاش هم همون زیبا سلام معروف رو می خوند که بعدها بهونه نوشتن نامه های من شدن .. نوشتن زیبا سلام ها ...
نمی دونم چرا ولی یقین دارم یکی از چیزهایی که توی اون 2 هفته مونده به قرعه کشی حال و هوای تازه ای بهم داد همین برنامه بود . شب همون روز که اسمم دراومد زنگ زدم به برنامه و گفتم از قول همه سفید مثل شبی ها یه زیبا سلام اونجا می خوانم .. آخه هفته پیش زنگ زده بودم و گفتم برام دعا کنید ...
یه جورایی مدیون آرام آبی هستم که پیشنهاد شنیدن اون برنامه رادیو جوان رو خوب موقعی بهم داد !
اینم اون زیبا سلام معروف :

زیبا سلام!
زیبا! هوای حوصله ابریست چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا! کنار حوصله ام بنشین زیبا! کنار حوصله ام بنشین و مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق بنشان مرا به منظره ی باران بنشان مرا به منظره ی رویش من سبز می شوم
زیبا سلام ...
سید علی صالحی
******
پینوشت:
+ اینم خاطره دوم ...
+ لینک دانلود زیبا سلام رو هم میذارم حتما دانلود کنید و گوش بدید ...اینجا دانلودش کن
+ وقتی یه سری عوامل تو رو داره به یه سمت خوبی سوق میده فقط باید خودت رو رها کنی...
+ از پینوشت های اون موقع قبل از ... :
+ دلم برای جایی تنگ است ...
کاش منم ...

+ دوشنبه قرعه کشیه لااقل شما دعا کنید ما که آبرو نداریم پیش این خانواده  
+ سلام بر تو ای حضرت پدر !
سلام بر تو ای امیر مهر و لبخند
سلام بر تو ای بانوی مهر و آب...
|