تبليغاتX
سفید مثل شب...
داغ کن - کلوب دات کام

 

 

به جرم کدامین ظلم ؟!!!

 

********************

 

اولش نمی خواستم در این مورد بنویسم چون گفتم یه کم دیر شده ولی بعد که اومدم وبلاگ ها رو دیدم لازم شد حتما بنویسم چون اگه نگم ظلم میشه دلم می سوزه امروز یه سر به تمام وبلاگای دوستای خودم زدم تقریبا نزدیک 15 تا ولی جالب بود برام که به جز کشکول جوانی هیچ وبلاگی در این مورد صحبت نکرده بود

اون موقع دلم سوخت و بعد فهمیدم واقعا اینی که میگن امامای ما مظلوم بودن راسته...

  

بابا مگه اونایی که امام حسین و بچه هاش رو اونطوری قتل عام کردن کی بودن ؟ باورتون میشه یه تعدادیشون روز عاشورا روزه بودن به شکرانه کشتن حسین و خانواده اش !

 

 

جهل چه با ما می کنه . من نمی گم که همه بیان تو وبلاگ بنویسن فلان ... خدا پدر صدا و سیما رو بیامرزه خوب مانور میده ولی لااقل برای این غم بزرگ یه تسلیت کوچیک هم می گفتن بعد نبود طوری نمیشه که ... من می دونی دلم از چی پره از این که یه روزایی برای ما مهم شده که نگو از 1 ماه قبل از ولنتاین همین روز سوسولبازی ( به قول خودشون عشق) شروع می کنن روزشماری کردن بعد که روزش می رسه یه چیز می نویسن 4 روز بعد خاطرشون رو می نویسن حالا این بماند که هزاران خاطره ای که پیش میاد و ننوشته باقی می مونه !

 اما اگه یه مناسبت باشه همونا اصلا انگار نه انگار بابا نه افراط نه تفریط تو که می خوای تاریخ رو ورق بزنی به قول خودت چرا تو تاریخ اینا رو نمی بینی؟ چرا مثلا تو روز شهادت امامی (حالا به غیر امام حسین ) سیاه بپوشی تعجب می کنن می گن چرا سیاه پوشیدی؟ ای بابا ایقدر حرف هست که آدم اگه بخواد بزنه اینجا جوابگو نیست ولی مثلا عزای عمومیه همین یه تسلیت ما ممکنه به جایی نرسه ولی یه مرحمی است هرچند کوچک برای دل اون آقایی که برای اجدادش عزادارتر از همه ماست .اون کسی که همه این ظلم ها رو میبینه .

 

چرا ظهور کنه ؟

 

 که از یه سری آدم که به آرامگاه امام رحم نمی کنن انتظار داشته باشه که بهش رحم کنن ؟ الان بیشتر از همه خودش می خواد که بیاد و انتقام این همه بی حرمتی رو بگیره  ولی...

شاید اگه یه روزی به اهل خدا تو کربلا بی حرمتی نمی شد اگر سر بهترین مخلوقات زمین روی نیزه نمی رفت اگر با ناموس خدا اون طور رفتارنمی شد  این چنین جسارتی را نمی دیدیم .

اینان همان انسان ها هستند همان یزید ها همان عمر سعد ها همان شمر . از خاندان همان حرامزادگانند

چی بگم آخه ...

فقط یه چیز بگم :

ما رو تو این راهی که داریم طی می کنیم کمک کن

 

 

 

یا امام زمان تسلیت

شمعی با سوز دل برایتان روشن می کنیم که شاید ما را در غم خود شریک بدانید امید دارم که فروزان بماند

 

 

 

اگه آسمونه چشماتون ابری شد و دلتون به درد اومد همون موقع دعا کنید که خدا خودش به همه ما رحم کنه و عاقبت به خیر بشیم . برای سلامتی اون حضرت وتعجیل در ظهورش و این که انشاالله مرحمی بر دل اون امام عزیز باشه و از ما راضی باشه یه صلوات بفرستین

 

 درس زندگی :

 

معلم زندگی به جای ماهی ساختن قلاب ماهیگیری را به تو می آموزد . اگر ظرفیت تو بیش از این بود او تو را به تو نخاهد داد بلکه تور ساختن را به تو یاد می دهد بعد از این تو باید تور و ماهی و ماهیگیری را رها کنی و تماما صرف دریا شوی و با دریا و در دریا و برای دریا زندگی کنی .

 

 

والسلام !

 

نوشته شده در 2006/2/18ساعت 14:38 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام
  قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست.

خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.

هر بار خدا مي‌گفت:

از قطره‌ تا دريا راهيست‌ طولاني.

راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري.

هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.

 قطره‌ عبور كرد و گذشت.

قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.

قطره‌ ايستاد و منجمد شد.

قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد.

قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت.

و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.

 تا روزي‌ كه‌ خدا گفت:

امروز روز توست. روز دريا شدن.

خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند.

قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد.

طعم‌ دريا شدن‌ را.

اما...

 روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت:

از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟

خدا گفت:

هست.

 قطره‌ گفت:

پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.

خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت:

اينجا بي‌نهايت‌ است.

 

آدم‌ عاشق‌ بود.

 

دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد.

اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت.

آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت.

 قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد

و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد،

خدا گفت:

حالا تو بي‌نهايتي،

چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.

 

***********

حرف آخر:

 از آتش پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من سوزانتر... از گل پرسيدم عشق چيست؟ گفت:از من زيباتر...از شمع پرسيدم عشق چيست ؟ گفت :از من عاشقتر... از خودش پرسيدم عشق چيست ؟ گفت: نگاهي بيش نيستم

باتشکر از دوستی که این آف قشنگ رو برام گذاشته بود

آسمونی باشید و در پناه خدا

نوشته شده در 2006/2/18ساعت 10:29 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

خدا گفت: ليلي يك ماجراست،ماجرايي آكنده از من.

ماجرايي كه بايد بسازيش.

شيطان گفت: تنها يك اتفاق است.بنشين تا بيفتد.

آنان كه حرف شيطان را باور كردند،نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.

مجنون اما بلند شد،رفت تا ليلي را بسازد.

خدا گفت: ليلي درد است.درد زادني نو.تولدي به دست خويشتن.

شيطان گفت: آسودگي ست.خيالي ست خوش.

خدا گفت: ليلي،رفتن است.عبور است و رد شدن.

شيطان گفت: ماندن است.فرورفتن در خود.

خدا گفت: ليلي جستجوست.ليلي نرسيدن است و بخشيدن.

شيطان گفت: خواستن است.گرفتن و تملك.

خدا گفت: ليلي سخت است.دير است و دور از دست.

شيطان گفت: ساده است.همين جايي و دم دست.

 

و دنيا پر شد از ليلي هاي زود.ليلي هاي ساده اينجايي.

ليلي هاي نزديك لحظه اي.

خدا گفت:ليلي زندگي ست.زيستني از نوع ديگر.

ليلي جاودانگي شد و شيطان ديگر نبود.

مجنون،زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد.

مداد خاکستری

**********

حرف آخر:

اومدم که آپ کنم برخلاف گذشته که همیشه یه چیز آماده داشتم که بگم این دفعه بیخیال شدم دیدم خاکستری از قبل مطلب زده کلی خوشحال شدم و همینو میذارم به حساب اون همه مطلبایی که من خارج نوبت می نوشتم .

راستی بگم اون آقایی که به خاطرش ۱۰ روز عزا میگیرن ارزشش خیلی بیشتر از ایناست که آدم تا قبل شهادتش براش عزاداری کنه و بعد عاشورا هم همه چیز یادش بره . ولی من دوست دارم که همین سیاهپوشیدن معمولی وبلاگ تا روز اربعین بمونه که لااقل حواس خودم جمع باشه !

صد مرده زنده می شود با نام یا حسین

امام ما معلم عیسی بن مریم است

یه چیز یادم اومد :

ميگن از امام سجاد پرسيدن که چرا با مادرتون زياد سر سفره نمی شينيد ؟

 حضرت گفت : چون می ترسم ! گفتند از چی؟

فرمودند : می ترسم که زمانی دست دراز کنم برای برداشتن غذا يا لقمه ای که قبل من مادرم فکر برداشتن اون رو کرده باشه و می ترسم از عاق والدين حتی یک آه کوچیک !

 

 

نوشته شده در 2006/2/18ساعت 9:18 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام
  و اما!!!نوبتي هم كه باشه،نوبت مداد خاكستريه.عرض سلام و خير مقدم به خودم و همين طور خسته نباشيد به اين همراه نه هميشه همراه من؛رايانه عزيزم كه 2ماه از همراهي من معذور بوده و كنج اتاق،آقا هي خاك مي خورد؛هي خاك مي خورد؛هي .... تا به امروز كه چشمشون به جمال اين جانب منور گرديده.

عرضم به خدمتتون كه اين 2 ماه خوب فرصتي بود براي خود سازي و خود سوزي و ديگران سوزي  و  دل سوزي و اين دلسوزي و ...

از خاطره هاي بدش(پاس كردن دروس عمومي مثل زبان انگليسي عمومي كه در طول ترم لاي كتابش باز نشده بود و درسي به نام تربيت بدني كه اصولا ترم اولي ها نميگيرن كه بخوان پاسش كنن و...)بگذريم؛به خوب خوباش ميرسيم مثل سفر به كاشان و ابيانه به همراه اساتيد محترم دانشگاه و بقيه دانشجوهاي معماري كه واقعا عالي بود. جاتون خالي!چه حالي داد؛اون هم ترم اول،اون هم با هزينه دولتي؛با چه خاطرهايي!!!!!!!!

 اينا رو خدمت دوستان عزيزم كه براشون سوء تفاهم شده گفتم  كه من در اين 2ماه تنها در حال ‹خر›خوني نبوده و اوقات فراغت زيادي هم داشته ام كه سعي كردم به هدر ندم.

و اما حالا كه اومدم،بايد از شرمندگيتون دربيام،سعي ميكنم به همه سر بزنم. و البته از مداد سفيد قدرداني ويژه ميكنم كه تو اين چند وقت كم لطفي من،يه يادي از من هم كرده و همين طور از همه شما؛چه دوستاي قديمي چه دوستاي جديد كه به وبلاگ خودتون و خودمون سر ميزنين.

ايام سوگواري امام حسين رو هم بهتون تسليت ميگم.حسيني باشيم.

  ***********

من بيشتر از اين نمي توانم خودم را نگه دارم.من همين الان بايد بيانيه صادر كنم.با اين خبري كه در روزنامه ها خوانده ام؛ديگر در پوست خودم نمي گنجم.حسابش را بكنيد!!ما زنان مظلوم تاريخ،بعد از عمري محروميت بتوانيم دوچرخه سواري كنيم.با جلال و جبروت بر روي زمين دوچرخه سواري كنيم.اين كم موهبتي نيست كه از سوي مدافعين حقوق زنان؛نصيب جامعه ي نسوان مي شود.به قول شاعر:

مگر سوار دوچرخه كنندمان ور نه

به هيچ وجه دگر كار برنمي آيد.

بعد از يك عمر عقده ي«خود كم دوچرخه سوار بيني»،بعد از  يك عمر محروميت از انواع مركبهاي فلزي؛ما بتوانيم در ملاعام و در روز روشن سوار دوچرخه شويم و... نه؛من كه نمي توانم باور كنم.فوقش بتوانم بيانيه صادر كنم.

و... بايد اين كار را كنم.قبل از اينكه اهالي اتاق پشتي مجله(نيستان)سر كارشان حاضر شوند؛بيانيه بايد كاملا صادر شود و بلكه حروف چيني هم شده باشد.چرا كه بقيه اعضاي بخش نسوان،اگر چوب لاي چرخ اين بيانيه نگذارند؛كمكي به صدور آن نمي كنند.حالا من مرده،شما زنده(يا بالعكس)؛اين خط،اين نشان،اين مخدرات بخش نسوان مجله ي نيستان از حقوق زنان دفاع بكن نيستند.هم الآن ساعت 9 صبح است و هنوز سر كارشان حاضر نشده اند.كه چي؟!مي خواهند بچه ها را راه بيندازند و خانه را مرتب كنند و بعد بيايند سر كار.

من ميگويم پخت و پز و شست و شو و بچه داري را كه مردها هم مي توانند.وظيفه تاريخي ما بيانيه صادر كردن است.از حقوق زنان دفاع كردن است.اين كاري است كه از عهده هيچ مردي برنمي آيد.

دندشان نرم و چشمشان چهارتا.من به تنهايي از طرف همه شان بيانيه صادر ميكنم تا حالشان جا بيايد.اصلا مهم نيست كه بقيه اهالي بخش نسوان با اين بيانه موافق باشند يا نباشند.مگر اين هفت ـ هشت تا خانمي كه مدام به نمايندگي از جانب زنان ايران؛در راديو و تلويزيون و مجامع داخلي و خارجي شركت مي كنند و حرف خودشان را مي زنند؛نمايندگي رسمي و محضري ندارند؟!حرف و اظهار نظر و حكم و بيانيه كه حناق نمي آورد.و اما بيانيه:

 » باسم رب‎ النسوان و المخدرات ...

اكنون كه به همت منجيان عالم نسوان،همه مسائل و مشكلات زنان حل شده و همه موانع رشد و ترقي و تعالي زنان از پيش پايشان برداشته شده،اكنون كه ...(اصلا هم خنده ندارد)...باعث كمال افتخار و مسرت و شادماني و غرور و مباهات است كه اين آخرين مانع تعالي زنان كشور نيز برطرف شده و از اين پس هر زني ميتواند در هر ساعت از شبانه روز در معابر،خيابانها و حتي بزرگراهها با عزت و شوكت(و بقيه درو همسايه) به راحتي دوچرخه سواري كند و مشت محكميبه دهان ياوه گويان ضد زن و دوچرخه ناشناس بزند.(البته به هنگام زدن مشت،قطعا بايد دوچرخه را پارك كرده و از آن پياده شود چرا كه دوچرخه سواري با يك دست و مشت زدن با دست ديگر،به بيانيه صادر كردن تنهايي مي ماند.آدم خواه ناخواه  به جدول ميزند.)

به اميد آن روزي كه هر زن ايراني يك دوچرخه داشته باشد و خودش ركاب بزند!!

در اهتزاز باد دوچرخه هاي تمام زنان عالم!

پنچر باد تمامي دوچرخه هاي مردانه و لنگ باد تمام طوقه هايي كه بي حضور زنان در تاريخ چرخيده است!

دمرو باد(يعني واژگون باد)سكوي قهرماني تمام مردان دوچرخه سوار!

توصيه ما به تمام زنان ايراني اين است كه به همين دوچرخ اكتفا نكنند،دوچرخ ديگر هم قرض كنند و چهارچرخه براي احقاق حقوق خود ركاب بزنند و حتي در درازمدت به چهارچرخ هم قانع نشوند و به آن مدينه فاضله و جامعه آرماني بينديشند كه هر زني يك تريلي هيجده چرخ و بلكه بيشتر زير پاي خود دارد و حتي براي تأمين باد چرخها هم به مردان رجوع نمي كند.به اميد آن روز.

  «رزيتا خاتون»

 برگرفته از كتاب: ‹رزيتا خاتون› ،از طنزهاي سيد مهدي شجاعي در نيستان.

  

نوشته شده در 2006/2/7ساعت 22:11 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

 

...  عشق دیگر چه می تواند باشد ؟

جز این است که عشق باید کسی را پیدا کند که در او معنا بیابد؟

 

***********

حرف آخر :

اونایی که به مقدسات ما توهین می کنند جز این نیست که خود را بدنام کنند و مقدسات ما را با ارزشتر . چون اگه حتی کسی تا الان پیامبر رو هم نمی شناخت الان تعجب می کنه که این چه کسیه که این همه جنجال بر سر اون راه افتاده !

 این کار کسانی است که حتی به زور هم نتونستن خیلی چیزا رو به ما تحمیل کنند .

آخرالزمان نزدیک است ...

 

راستی مطلب پایین رو هم بخونین به دلایلی زود آپ کردم چون مهم بود .

 

نوشته شده در 2006/2/6ساعت 19:34 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

شرمنده باز منم فضولی کردم آخه خاکستری مطلب آماده کرده بود راستش تو مطلب قبلی دوست عزیزم آقا سعید  یه کامنتی گذاشتن که من بعدا عین همون رو تو وبلاگش دیدم و یه کم به بعضی از رگ هام فشار اومد رفتم تو وبلاگش نظر دادم ولی چون زیاد شد قبول نکرد من هم گذاشتم تو آپ این دفعه از مداد خاکستری هم عذر می خوام چون این مسئله مهمیه گفتم بنویسم حالا دیگه سیاسی نشده بودیم که شدیم ولی چون تو این چیزا هم مسئولیم باید می گفتم .

البته جواب من به سعید اصلا توهین به شخصش نیست من خیلی دوستش دارم و از دوستای اولیه وبلاگ ما هم هست من فقط جوابم به اوناییه که شاید یه کم مثل آقا سعید فکر کنن همین !

نويسنده: saeedtz يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 10:55

ميدونين ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت يعنی چی؟
به خدا هيچی نمی فهمين٬هيچی٬هيچی٬هيچی

تا يه ماه ديگه پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت ارجاع ميشه ميدونين يعنی چی؟يعنی تحريم اقتصادی ايران.ميدونين تحريم اقتصادی يعنی چی؟يعنی هيچ کس ديگه حق نداره نفت ايران رو بخره!!!ميدونين چند درصد بودجه ايران وابسته به نفته؟ميدونين اگه نفت ايران رو کسی نخره٬ايران نميتونه حتی درصد کمی از بودجش رو هم تامين کنه؟ ميدونين نفت در برابر غذا يعنی چی؟به خدا نميدونين!!!ميدونين تحريم اقتصادی يعنی قطع واردات و صادرات ايران؟ميدونين ايران سالانه چند ميليون ليتر بنزين وارد ميکنه؟!!!ميدونين تحريم اقتصادی يعنی سر به فلک کشيدن قيمتها؟يعنی هميشه بايد منتظر قطع آب٬برق٬گاز و تلفن باشيم؟ميدونين ديگه نميتونين همين طور با بيخيالی بشينين پای کامپيوتراتون و با دوستاتون چت کنين و وبلاگاتونو با اشعار و داستانهای عاشقانه پر کنين؟!!!بی خيالی همه وجودتونو گرفته٬ديگه هيچی نميتونه شما رو تحت تاثير قرار بده.اونقدر گرمای عشق تو وجود تک تکتون موج ميزنه که هيچی نميتونه داغتون کنه جز حرفهای اشعار و داستانهای عاشقانه!!! نميفهمين تحريم اقتصادی يعنی چی

  وب سايت    پست الکترونيک

و جواب من :

سلام داداش سعيد گل ... ايام رو تسليت ميگم .

 راستش از تيتر مطلب خوشم نيومد بی رودر بايستی بگم يعنی چی که ما نمی فهميم ؟ ( ها ها ها ...)

 خوب هم می دونم تحريم چيه عزيز ولی نگران نباش چيزی که ما رو قرص نگه ميداره اينه که تو اين تحريم بيشتر از همه همين کشورها صدمه می بينن نمونه اش همين دانمارک و اتريش و ... که تو همين يک هفته ميلياردها ضرر بهشون رسيده .

اکثر کالاهايی که ما وارد می کنيم جزو پوشاک و لوازم ثانويه زندگيه (البته تا جایی که من می دونم )  ولی اونا از ما نفتی رو می خرن که اگه يه روز بهشون نرسه غوغاست نمونش رو هم توی دو هفته پيش ديدی که اکراين چه بلايی سر اروپايی ها آورد ///

نمی خوام زياد تند برم ولی باور کن که اونايی که همچين کاری می کنن همين رو می خوان که همچين ترسی تو دل جوونای ما بندازن تا بتونن اينطوری ما رو فلج کنن ولی عزيز ما يه امام داريم که اين روزا همه باهاش بيشتر اخت شدن و به همه ياد داده اين مختص مسلمونا نيست به همه آدم ها ياد داده که زير بار ظلم نريد ...

 به قول يه بزرگی دشمنا ملت ها رو به عقب می رونند هرچه عقب نشينی کنيم بيشتر به ما فشار ميارن اونوقت هست که هر بلايی می تونن سر ما بيارن ولی ديگه نمی خوايم ما رو از جنگ هم نمی تونن بترسونن ...

اونايی که ادعای قدرت می کنن توی عراق با اون وضع خراب و بيخود اينجوری زاييدن ( البته ببخشيد ) فکر نکنم که حتی به فکر اين بيوفتن که بخوان يه بچه ديگه پس بندازن !  روی اين حساب به دلت بد راه نده ما که توقع داريم تو ما رو تشويق کنی بابا دانشجويی گفتن آخه ! ...

 خوبه که تو يه زمينه هايی هم تحقيق کنی که مثلا ما می تونيم با ۲ تا موشک کل اسرائيل رو به هم بريزيم فقط فرقمون با اونايی که زياد داد و بيداد می کنن اينه که زياد حرف مفت نمی زنيم اينا رو هم به حساب حمايت بيخود از حکومت و اين چيزا نذار ...هر کسی نسبت به جايی که به دنيا اومده و بزرگ شده مسئوله مخصوصا ما که به خيلی بيشتر از اينا مسئوليم ...يه جمله بگم و بس .

 شهيد همت رو که حتما ميشناسی می دونی چی ميگه ؟ ميگه : ما بايد کاری کنيم که همه وجودمون و تمام کارامون برای رضای خدا باشه اونوقت چه بکشيم چه کشته بشيم پيروزيم !!! ...

فقط یادمون باشه به چه کسانی مدیونیم و اگه کوتاه بیاییم ...

 **********

حرف آخر :

همچنان در سوگم میدانم که بد بلایی است

 چه کردند  با این خانواده ؟

شاید لطفی است از جانب خدا در حال بقیه که بتوانند چیزهایی یاد بگیرن!

 

اونایی که دوست داشتن آهنگ رو دانلود کنن اینجا  رو راست کلیک کنند بعد save target as... رو بزنن باید برنامه فلش داشته باشید تا بتونین ببینین . 

نوشته شده در 2006/2/4ساعت 18:11 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

سلام . تا حالا یه دختر کوچولو رو دیدید که در مورد عموش حرف بزنه یا براش درد دل کنه ؟

 من یکی رو میشناسم ... متن زیر حرفای یک دختر کوچولوی شیرین زبونه بخونید :

 

 

 

آی همه عالم بدونین عمویی دارم

 نمی دونین که چقدر مهربونه

قامتش تا کهکشونه

نگاهش رنگین کمونه ...

تو چشمای قشنگش هزار هزار آسمونه

 

وقتی شبا خواب ندارم

 روی شونش سر میذارم

تا که خوابم ببره آروم آروم

 تو گوشم شعر محبت می خونه

وای که چقدر مهربونه

 وای که چقدر مهربونه

 

شونه هاش بالاتر از هرچی بلندی رو زمین

عمو جونم میگه ای فرشته روی زمین

راه نرو خسته میشی

روی شونه هام بشین

روی دوش عمو جونت همه عالم رو ببین

 

از تو چشماش می خونم که چقدر دوستم داره

از تو چشمام می خونه که چقدر دوستش دارم

 

اگه من تب بکنم تاب نداره

اگه خار تو پام بره خواب نداره

 

فکر می کنم عمو جونم

 اگه که با ما نباشه

خدا اون روز رو نیاره

 

هرچی ازش می ترسیدم

 خدایا اومد به سرم

عمو جون رفت آب بیاره

 خبرش اومد به حرم

 

 

عمو جونم تا تو بودی

سر و سامونی داشتیم

تا تو رفتی دل پر خونی داشتیم

 

 

 

عمو جونم با تو دنیامون قشنگه

عمو جونم بی تو دل ها تنگه تنگه

 

عمو جونم با تو مثل غنچه بودم

عمو جونم بی تو یک یاس کبودم

 

عمو جونم چرا چشمات روی هم بسته شده

زبونم لال نکنه

 گوشات از صدای من خسته شده

 

حق داری اما به خدا

من نمی خواستم که بره

خواری به پای تو عمو

من به فدای تو عمو

 

 

 

عمو جونم تا تو بودی غم نیومد

عمو جونم تا تو که رفتی ماتم اومد

 

عمو جونم تا تو بودی دشمنامون می ترسیدن

تا تو رفتی چشم تو رو دور می دیدن

ماها گریون بودیم همه می خندیدن

 

 

 

عمو جونم تا تو بودی چاره داشتیم

کی لباس پاره داشتیم ؟

تو که رفتی ما همه بیچاره شدیم

دنبال زینب همه آواره شدیم

بی گوش و گوشواره شدیم

 

عمو جونم تا تو بودی غم نداشتیم

تو رو داشتیم مثل بابا دیگه چیزی کم نداشتیم

تو که رفتی سر به صحراها گذاشتیم

پا برهنه روی خارا پا گذاشتیم

 

 

 

 

عمو جونم می دونم خیلی مردی

عمو جونم  می دونم آشتی کردی

 

عمو جونم چرا از داغت نمردم

عمو جونم به خدا من آب نخوردم

 

عمو جونم بی تو دل سامون نداره

عمو جونم دیگه زینب جون نداره

 

عمو جونم تا تو بودی ...

 

 

 

**************

 

 

 

یه جمله شنیدم حیفم اومد اینجا نذارم :

 

میگن امام حسین (ع) لحظه آخر که نفس های آخر رو می کشید  رو به آسمون کرد و گفت خدایا راضیم به رضایت !

 

 

هرچی آدم حرف بزنه کمه ولی من دوست داشتم با همون شعر همه حرفام رو بزنم (البته دوست داشتم می تونستم صداش رو هم بذارم ولی دیگه حجمش زیاد بود ) دیگه چیزی نگم بهتره همتون رو به خدا میسپارم .

اینم ۳ تا پوستر که خودم با همین عکس ها درست کردم ببینید :

پوستر اول

پوستر دوم

پوستر سوم

 

امیدوارم از آهنگی هم که گذاشتم حسابی لذت ببرید من که خیلی دوستش دارم و جون میده برای گریه کردن !!!

 

از همه دوستانی که اومدن تشکر می کنم خیلی هم جدید اومدن ولی مثل همیشه شرمندگی برای من موند که نتونستم سر بزنم به جاش برای همتون دعا می کنم قول میدم ..

 

**********
حرف آخر:

در بین دریای دعاهایتان دوستان خود را فراموش نکنید و قطره ای هم برای
آنان کنار بگذارید .

از من هم دریغ نکنید

 

التماس دعا

 

 

 

نوشته شده در 2006/1/27ساعت 20:30 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

امروز هم هم گذشت ...

باغبان نرگس های دلش را برایت می فرستد

که شاید بتوانند بدرقه ات کنند که به باغ بی برگ دلش سری بزنی

ولی باز باغبان چیزی ندید

باز باید با خاطرات غروب های تنهایی خود  و خدایش به انتظار بنشیند

باغبان خسته ...

اما امیدوار ...

می داند که روزی باغ خود را

با ورود تو پر از شکوفه خواهد دید

هنوز راه درازی در پیش است

تا نرگس های باغش عطر و بوی ترا بدهند

هنوز لایقش نیست

ولی میداند که روزی باغش رنگ یک باغبان تازه را خواهد دید

و آنوقت است که زیباترین باغ جهان را خواهد داشت

 

**************

 

گفتم که بیایی غم دل با تو بگویم     

چه بگویم که غم از دل برود وقتی بیایی

 

ترسم که بیایی و من آن روز نباشم !

نوشته شده در 2006/1/27ساعت 17:51 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

پرواز؛ پيمودن اسمان است و به ان سوي باران رفت

پرواز ورا ؛ را بوسيدن و به فرارفتن.شكافتن هواي زندگي و كاويدن فضاي به

چشم نيامدني.پرواز؛خود را به باد وزان سپردن است و وزيدن. عبور است و از دور به نظر رسيدن.پرواز؛از بالا ديدن است و از پايين ديده شدن. گذشتن و گرفتار نشدن است

دوست داشتن و دل نبستن.پرواز؛سبكبال بودن است و نداشتن.

پرواز؛ارتباطي عميق است با انچه در عمق اسمان است.

پرواز؛كليد رهايي است...

و پرواز؛ سكوت است و گاه فرياد كشيدن؛

سكوت است و گاه فرياد كشيدن

 

 

 **********

برای او :

 

چگونه  و به حیرت کدامین افسانه این همه ستاره را عاشق کردی که قرار است هر شب برایت چشمک بزنند !!!

پس به من حق بده که شب ها چشم از آسمان برندارم . ستاره ها نگاه تو را تداعی می کنند

 

 *************

درس زندگی :

 

خوشبختی ناشی از چیزهایی که داریم نیست بلکه ناشی از نحوه زندگی ماست 

 "جیم ران"

 

**********

رنگی از رنگین کمان:

  

به ارجمندی و شکوهم سوگند که برای بنده ام دو ترس و دو امان توام نخواهم کرد . هرگاه در دنیا از من بترسد او را در آخرت امان دهم و هرگاه در دنیا از من ایمن باشد او را در آخرت بترسانم !

خداوند به حضرت داوود می فرماید از من بترس همچنان که از حیوان وحشی آسیب رسان می ترسی.!!!

 

بازم شرمنده که فلان نمی تونم بیام بهتون سر بزنم .ممنون از دوستانی که تو مطلب قبلی کامنت گذاشتن 

 نظرخواهی رو فعال کردم چون یه سری دوستان خواستن نظر بدن رفتن تو مطالب قبلی نظر دادن

 ممنونم

 

 

 

نوشته شده در 2006/1/24ساعت 15:31 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

All Rights Reserved [myblog] .:::. Designed By Barbod Arjmand