تبليغاتX
سفید مثل شب...
داغ کن - کلوب دات کام

بدون شرح !

 

***************

 

لیلی می دانست که مجنون نیامدنی ست.اما ماند.چشم به راه و منتظر.هزار سال.

لیلی راهها را آذین بست و دلش را چراغانی کرد.مجنون نیامد.مجنون نیامدنی ست.

خدا از پس هزار سال لیلی را می نگریست.چراغانی دلش را.چشم به راهی اش را.

خدا به مجنون می گفت نرود.مجنون حرف خدا را گوش می گرفت.

خدا ثانیه ها را می شمرد.صبوری لیلی را.

عشق درخت بود.ریشه می خواست.صبوری لیلی ریشه اش شد.

خدا درخت ریشه دار را آب داد.

درخت بزرگ شد.هزار شاخه...هزاران  برگ...ستبر و تنومند.

سایه اش خنکی زمین شد.مردم خنکی اش را فهمیدند.مردم زیر سایه درخت لیلی بالیدند.

 

لیلی چشم به راه است.درخت لیلی ریشه می کند.

خدا درخت ریشه دار را آب می دهد.

مجنون نمی آید.مجنون هرگز نمی آید.

زیرا که مجنون نیامدنی ست.زیرا که درخت ریشه می خواهد.

...

*************************

همیشه قبل سحر تاریکی است

ولی تا به حال نشده که آفتاب نیاد

به سحر اعتماد کن

 

***************

تا اطلاع ثانوی میریم که یه کم نفس بکشیم دنبالمون هم نگردید ...

خودمون میاییم حتما !

جاری باشید..

 

نوشته شده در 2006/6/6ساعت 9:55 توسط مداد سفید | |
داغ کن - کلوب دات کام

All Rights Reserved [myblog] .:::. Designed By Barbod Arjmand