
+ الها ! آنقدر در دلم محبت ریز که جایی برای محبت غیر نماند !
+ الها پای دلم را ببند و چشم دلم را بگشا !
+ الها پیش از آنکه بیتم دهی امیدم ده و پیش از آنکه امیدم دهی آگاهیم ده !
+ الها هرگز مرا دلبسته چیزی نکن که فرویم کشد بلکه وابسته مهرت کن که بالایم کشد !
+ بار الها پسش از آنکه فضلی به من عطا کنی هرگز جسارت به زبان آوردنش را عطا مکن !
*****
به امید آنکه هیچگاه تکرار نشویم .
یا علی
و گفتم همینو بذارم تو وبلاگ ...
آدم اگر يک خرده حسابي باشد (ولو در حد پروفسور حسابي نباشد) و يک جو عقل داشته باشد (ولو به اندازه ما نداشته باشد) و يک فقره کلاه که در صورت نياز، آن را قاضي کند ؛ در يک نگاه مشکوک به اين قضيه «ولنتاين» ملکوک (که همين «ول» بودن اولش مي تواند حکايتگر خيلي چيزها باشد) از خودش مي پرسد: وقتي ما در فرهنگ ديرين و در سنن گوناگون خودمان اين همه عيد و مناسبت شاد براي گل دادن به همديگر و تحکيم مباني دوست داشتن همديگر داريم ، آن وقت چه ضرورتي دارد که از غربي هاي تهاجم فرهنگي کن ، رسم و رسوم قرض کنيم؟ مگر خودمان کم داريم؟
اسقف والنتين يا همان «سن والنتين» مقدس که در دوران امپراتوري اورلئان (در قرن سوم ميلادي) مي زيست ، البته روي چشم ما جا دارد؛ چون مي گويند وي قديسي بوده که با فساد جنسي مبارزه و مردم را به مسيحيت دعوت مي کرده و با وجود ممانعت قيصرهاي روم باستان ، مراسم عقد ازدواج دختر و پسرها را طبق قوانين مسيحي برپا مي نموده است.
بقیه رو در ادامه مطلب حتما بخونبد !
ادامه مطلب
در روزگاري دور پيرمردي بود كه در نزديك خانه اش درخت بزرگي وجود داشت و به واسطه وجود اين درخت پرندگان زيادي به اطراف خانه او مي آمدند . پيرمرد هيچ وقت حوصله سر و صداي آنها را نداشت .به همين دليل تا پرندگان جمع مي شدند پيرمرد مي رفت و با شاخه اي آن پرندگان را دور مي كرد .
شخصي پيرمرد را ديد و گفت تو چرا هر وقت اين پرندگان اينجا جمع مي شوند آنها را دور مي كني درخت را از ريشه بزن تا خيالت راحت شود .!!!

حالا حكايت ما هم مثل همينه ! كجاش ؟
تو ادامه مطلب بخون ...
ادامه مطلب
بشر بن منصور، يك روز نماز مىگزارد. كسى كنار او نشسته بود و نماز وى را مىنگريست. پيش خود، بشر را تحسين مىكرد و حسرت مىخورد. از درازى سجدهها و حالت او در نماز تعجب مىكرد و در دل، به او آفرين مىگفت.
بشر نماز خود را پايان داد و همان دم، رو به مردى كه در گوشه نشسته بود و او را مىنگريست، كرد و گفت: اى جوانمرد! تعجب مكن. كسى را مىشناسم كه چون به نماز مىايستاد، فرشتگان صف در صف مىايستادند و به او اقتدا مىكردند. اكنون در چنان حالى است كه دوزخيان نيز از او ننگ دارند.
مرد گفت: او كيست؟ گفت: ابليس.
بزرگى گفت: اگر همه شب بخوابيد و بامداد در دل بيم داشته باشيد، بهتر از آن است كه همه شب تا صبح عبادت كنيد و بامداد، گرفتار عجب و كبر باشيد. اول گناه كه پديد آمد،
كبر بود كه از شيطان سر زد.
**************
چند لینک مفید :
+ چند نمونه از تحريفات واقعه عاشورا
مداحان موج نو ادعا ميكنند اگر اين كارها را نكنيم مردم جذب عزاداري نميشوند.
روي صندلي نشستن برايش راحت نبود. از همان اول كه با مدير برنامههايش (يا يك چيزي شبيه آن) آمد توي دفتر مجله، هنوز ده دقيقه نشده بود كه بنا كرد به جابهجا شدن روي صندلي و پايش را جمع كرد و تقريبا چهارزانو نشست.
بعدش هم در تمام مدت مصاحبه، همين كار را ميكرد. سه ربعي هم معطل شد تا مصاحبه شروع شد. سعي مي كرد خيلي دور و بر را نگاه نكند. آقاي منتظري هم حسابي ازش كار كشيد.

با نور و چادر مشكي و بازيهاي فرمي! هلالي زيرچشمي حواسش به همه چيز بود (البته فكر ميكرد ما نميفهميم). خب اينجور حواسجمعيها براي يك آدم مشهور، لازم است.
بقیه در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
بادها نوحه خوان
بیدها سر به زیر
سینه زن
دسته زنجیرزن
برگ ها گریه کنان ریخته اند
لاله ها سینه زنان حرم باغچه
آسمان کرده به تن پیرهن تعزیه
طبل عزا را بنواز ای فلک
خیمه خورشید سوخت !

********
+ مطلب زیاد شد اگه دوست دارید بقیه رو تو ادامه مطلب بخونید...
التماس دعا
یا علی![]()
ادامه مطلب

