
دم به کله میکوبد و
شقیقه اش دو شقه میشود
بی آنکه بداند
حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق.....
ممنونم از تمام دوستان که لطف دارن و تشریف میارن و شرمنده که نمی تونیم به خیلی ها سر بزنیم ...

![]()
یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.
دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.
سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.
و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند.
پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*
آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود
عرفان نظر آهاري
براي نسل ما كه از تو تنها عكسي در محافل رسمي و يا در اول كتاب هاي درسي شان و يا بر روي پول رايج كشورشان در ياد دارند :
- چگونه مي توان از مهرباني در كلامت با يك كودك سخن گفت يا از نامه عاشقانه اي كه براي همسرت نوشتي ؟
- چگونه بايد گفت كه در بسياري از كشورها هستند كساني كه آنچنان تو را شناخته اند و عاشق منش و كردارت شده اند كه گوشه اي از آن نيز در بين ما نيست ؟
- چگونه بايد گفت هم مي توان دين داشت و هم ...

و ...
نه نسل ما نيازمند شناخت ديگري است و تلاش خود ما را مي طلبد.
******
به عنوان يه جوون اين مملكت وظيفه دونستم نسبت به كسي كه شايد خوب نشناسمش ولي قطعا خيلي بهش مديون هستم در اين حد اندك اداي دين كنم.
چقدر زيباست
اين رحمت بي دريغ
اين بخششش بي مضايقه
هر گوشه هستي
به مثابه كلاس درسي است
براي آنان كه
مي خواهند در امتحانات الهي
پيروز شوند

و من اين گونه مات و مبهوتم
در اين هستي پر رمز و راز
در اين آفرينش
كه گوشه اي از آن دلم را مي برد
همان بارانش مرا بس
تا بدانم كه
چقدر بخشنده اي ...
به بهانه ايام فاطميه :
ايستاده بود پشت همين در، تكيه داده به همين ديوار و در را روى پيامبرى باز كرده بود كه هر صبح پيش از مسجد مىآمد كه بگويد: «پدرت فدايت دخترم!».
ايستاده بود پشت همين در، تكيه داده بر همين ديوار و شنيده بود همسايهها بلند، طورى كه بشنود، مىگويند: على! او را ببر جايى دور از شهر، گريههايش نمىگذارد شب بخوابيم
ايستاده بود پشت همين در، تكيه داده بود به همين ديوار و گفته بود «نمىگذارم ببريدش».
ايستاده بود درست پشت همين در تكيه داده بود درست بر همين ديوار كه...!
يا علي (ع) جان تسليت !![]()
هر پديده اي،
كلمه اي از كلمات خداوند است.
خداوند
بواسطه پديده ها،
با تو سخن مي گويد.
وقتي در آستانه جهان مي ايستي
و به همه كلمات خداوند گوش مي سپاري،
سمفوني باشكوه هستي را مي شنوي.
جهان،موسيقي است.
بهار از راه مي رسد
و گلبرگهاي گلهاي هوسباز بي ميوه را به دست باد مي پراكند.

مسیحا برزگر
***********
+ آرشیو مطالب با همین موضوع (آسمونی)
+ ایام فاطمیه رو هم تسلیت می گم.
+....

