
در میان هر سیب دانه ها محدود است .
در دل هر دانه سیب ها نا محدود !
دانه باشیم نه سیب!!!
منبع:اس ام اس
پ.ن : میلاد جان ممنونم ازت ...
---> آرشیو مطالب با همین موضوع ( درس زندگی)
سال های دور در دهکده ای قدیمی مردی همراه با خانواده اش زندگی می کرد. پس از طی چند سال و قدیمی شدن خانه چوبی شان مرد تصمیم گرفت تا خانه را خراب کند و خانه ای دیگر به جای آن بسازد . خانه را خراب کردند . در هنگام جمع آوری چوبها مرد دید که مارمولکی بوسیله یکی از میخ ها به قطعه چوبی دوخته شده بود و جالب این که مارمولک پس از طی این همه سال زنده مانده بود . خوب که دقت کرد فهمید که در تمامی این سال ها یک مارمولک دیگر برای او غذا می برده و از او مراقبت می کرده است .

پ.ن: داشتن یک دوست و همراه خوب می تونه کمک خوبی برای یه نفر باشه که شاید حتی امیدی به زنده بودن هم نداره !
--> آرشیو مطالب با همین موضوع ( داستانی)
تعجب نکنید ..
الان متوجه میشید که منظورم چیه !
یکی از دوستام می گفت:
یه جایی خوندم که الاغ وقتی توی یه چاله میفته دیگه محاله که از اون مسیر قبلی دوباره رد بشه ..
با خودم فکر کردم ما آدما چقدر کوته فکریم که به آدمای احمق میگیم الاغ !!!
تا حالا چند بار شده که توی یه مسیری قدم بذاریم و با این که می دونیم اشتباهه و زمین می خوریم باز هم از همون مسیر قبلی رد بشیم .. بعید نیست شاید همین الاغ ها وقتی بین خودشون به یکیشون که مثلا احمقه یه لقب بدن بهش بگن آدمیزاد !!! ...
پس بیخودی هم نبوده که خدا ما رو یه جوری خلق کرده که هم می تونیم به درجه فرشته ها برسیم هم اینکه از حیوانات هم پست تر بشیم !
بیایید آبروی انسان ها رو پیش حیوونا نبریم !!!
قصد توهین نداشتم .. اول از همه روی صحبتم با خودم بود ...
و هرگاه دریا طوفانی شود و موجی مانند کوه ها آنها را فرو گیرد
در آن حال خدا را با عقیده پاک می خوانند و چون باز به ساحل نجات رساند
بعضی در راه طاعت و شکر خدا باقی مانند و بعضی به کفر شتابند.
و آیات ما را انکار نمی کند جز آن کسی که عهدشکن و کافر و ناسپاس است ...
سوره لقمان/ آیه 32
گاهی بعضی از حرفا اینقدر واضح هست که نیازی به توضیح ندارند ...
دوست دارید توی کدوم گروه باشید ؟ ![]()
و این که حالا توی کدوم گروه هستیم ؟!![]()

بیایید وقتی به ساحل رسیدیم کمی فکر کنیم ...

همیشه شعار آزادی دادن خوب نیست ...
خیلی موقع ها اگه یه چیزی رو زندانی و ازش مراقبت کنی قشنگ تره
چون اگه آزادش بزاری خیلی بهت ضرر میزنه ..
مثل هوس .. مثل هوای نفس .. مثل نگاه آلوده ...
اگه ازشون حفاظت بشه میشه حیا .. میشه عفت .. میشه پاکدامنی ..
اون وقته که با ارزش و زیبا میشه ..
مگه نه ؟
پ.ن : البته بستگی به آدمش داره که با چه اعتقادی و زیبایی رو چی تعریف کنه ..اما فطرت آدما این زیبایی رو دوست داره حالا شاید یکی میخواد فریاد آزادی برای هوسش رو سر بده .. بذار راحت باشه ... یه روزی میفته تو زندان !
*******
ای مردم بترسید از آن روزی که نه هیچ پدری به کار فرزند آید و نه هیچ فرزندی به کار پدر !
البته وعده خدا حق و حتمی است . پس زنهار زندگانی شما را فریب ندهد
و شیطان فریبنده شما را به عفو و بخشش خدا مغرور نسازد !!!
سوره لقمان / آیه ۳۳

زیبا سلام...
زیبا چه تلاش بیهوده ای است
این که سعی کنم
با ندیدنت بر این اضطراب غلبه کنم
هرچه در خلاف این میل تلاش می کنم
عطش بیشتری در من شعله می زند.
من تنها می خواهم که
برایم دست نایافتنی باشی
زیرا این گونه زیباتر می شوی ...
زیبا سلام..
چه توهم غریبی ! اکنون آخر الزمان؟!
چرا تا سختی ما را در برمی گیرد ، فک می کنیم آخر زمان است؟؟ !
اخر زمان ، ان موقع بود که
کسی در کوچه های مدینه علی را سلام نمی داد
وجوابش را حتی!
زهرا سیلی خورد ..
سیلی خور بعدی کیست ؟
امام زمان؟؟
سیلی زن؟ شاید ما!
!این مطلب زیبا از وبلاگ سارا خانوم بود...
*********

راه رفتنی نیست
بلکه بردنی است
کافیست دستانی که
به سمتت دراز شده اند
را بگیری
و دیگر رها نکنی ..
آن وقت به مقصد خواهی رسید..
خودم
مهندس:
به یادش...
فلب ما ادما مثل لونه ی مورچه ها میمونه البته نه از نظر اندازه!
عشق یه نفر یاد یه نفر حضور یه نفر .
یه نفری که وجودش برای هممون بسه (حسبنا الله نعم الوکیل) حکم ملکه ی لونه رو داره..
و بقیه هم میرن و میان یه سری واسه همیشه میرن و یه سری واسه همیشه میمونن...
اما هیچ کدوم از اینها نقش ملکه رو کمرنگ نمیکنه.. ب
دون اون هیچ لونه ای هم وجود نداره.
اینکه به بقیه یگی دوستت دارم اشکالی نداره و چه قدر قشنگه که توی هر دوستت دارمی اون ملکه رو ببینی....
![]()
![]()
پ.ن : دلم نمی خواست یه پست کلیشه ای بزارم ..
حتما یه بار میام و از این خانوم بیشتر حرف میزنم چون خیلی حق به گردن من داره ...
پ.ن ۲: یکی از کسانی که واسطه خداست و می تونه دستت رو به دست خدا بده همین خانومه ها! حواست هست؟...

حتما برای کسی که
به او "دوستت دارم" را گفته ای
سخت است که ببیند
کسی جای او را گرفته ..
اعتراف می کنم ...
من خیانت کردم
در عشقم به خدا ..
اعدامم نمی کنید؟ ...
خودم
******
برخی از نظرات پست قبل :
احسان: من باهات موافق نيستم مداد سفيد.
توي دوره زمونه اي داريم زندگي مي كنيم كه همه دارن خودشونو سرگرم مي كنن واسه اينكه حتي يه لحظه هم به آدميت فكر نكنن.
مداد سفید: حق با تو.. راست میگی بعضی ها حتی نمی خوان به آدمیت فکر کنن همچنان زندگی حیوانیشون رو دنبال می کنن...
ominous :توی این دوره زمونه که همه چیز داره گرون میشه اونم نجومی قیمت آدما
روز به روز پایین میاد.
طرف چند صد هزار تومن خرج لباسا و هیکلش کرده ولی دوزار خودش نمی ارزه
مداد سفید: دقیقا راست میگی.. کاش یه کم هم واسه لباس باطنمون خرج کنیم...
ورونیکا : کی گفته که آبرو قیمت یه تکه نانه ؟ 
هر کس میتونه آبروشو با رفتار خودش قیمت بزاره
مداد سفید: پس معلومه که هنوز آبروت بازیچه دیگران نشده که این حرفو میزنی !!!
شرف اینجا ارزان ،
تن عریان ارزان ،
آبرو قیمت یک تکه نان
و دروغ از همه چیز ارزانتر...
و چه تخفیفی خورده است
قیمت هر انسان !
منبع: یک آفلاین
*******
پی نوشت:
+ نوشته هایی وبلاگ اکثرا نوشته های خودمه به جز بعضی ها مثل این مطلب که منبعش رو میزنم ...
به نام او ..
زیبا سلام...
زیبا تصمیم داشتم که فراموشت کنم .
با یه نفر مشورت کردم.
اجازه داد...
گفت : « کار خود را انجام بده من با توام... »
حالا دیگه بهونه ای ندارم برای فراموش کردنت ..
میشه تو هم باهاش مشورت کنی ؟

توحید این است که وقتی نمی شود به خود خورشید نگاه کنی
از بس که پر نور است از نورش غافل نشوی.
رشته نور را بگیری و جلو بروی تا به مقام قرب منبع نور برسی ...
منبع: از کتاب نائب

نفرین به زمونه ...
نفرین به زمونه که با ما نامهربونه
قبر مادرم فاطمه بی نام و نشونه ...
********
نمی دونم چرا چیزی ندارم برای نوشتن ..
یاد اون روزایی که زود به زود آپ می کردم به خیر ..
درگیر امتحانات هستم دعا کنید برام ..
راستی این شماره ۵۰ ام وبلاگه از وقتی که دارم تنهایی ادامش می دم و ۲۹۵مین پست این وبلاگ ...
خسته ام ..
میرم یه کم استراحت کنم ..
البته زود بر می گردم چون اولین نفری که دلش واسه اینجا تنگ میشه خودمم ..


