سلام
من شرمنده همه اونایی شدم که این مدت اومدن و دیدن هیچ تغییری تو این صفحه ایجاد نشده ..
معنیش این نبود که حرف برای گفتن نداشته باشم .. نه
اتفاقا خیلی حرف داشتم که نمی دونستم از کدوم بگم و چه جوری بگم ..
کم بودن وقت و مشغله زیاد هم بهم اجازه نمیداد بیام مطلب تایپ کنم . از مطلب کپی کردن هم زیاد خوشم نمیاد ..تمام این عوامل دست به دست هم داد که نشه بیام ..
البته سعی کردم بهتون سر بزنم تو این مدت ...
همین روزا شاید برگردم ..
پ.ن: یادش به خیر پارسال این موقع ها نزدیک قرعه کشی عمره بود !
پ.ن۲: امسال برگزاری این مراسم رو به عهده دارم ...
سلام و سپاس مخصوص اوست که بی چشمداشت مهربان است
و سلام به تو که مسافر او در زمینی...
پا در مسیری پرپیچ و خم گذاشتی
ماه و خورشید روشنی بخش راهت هستند و ستارگان نویدبخش امید به فردایی درخشان.
ببین ! ببین کوله پشتی ات پر شده از مهربانی صداقت یک رنگی و همه خوبی های دیگر...
هرچه برای طی این مسیر نیاز داری از روز اول همراه توست کافی است ایمان بیاوری...
اکنون تو مسافر راه فردایی..
و فردا روز امید است...
آهای مسافر !
مراقب کوله پشتی ات باش ...

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا قبل از هر فریادی لازم است ...
همین روزا برمی گردم ...
غم رو دلم میشینه
آرزوم همینه
برم از مدینه ...
این چند تا جمله این روزا روی زبون امام صادق(ع) بود ...
چقدر غریب بود امام صادق(ع) ...

یادش به خیر ..
روزای آخر مدینه این چند جمله روی زبونم بود تا آخرین لحظه که شهر رو ترک کنیم.
فقط با یه تفاوت کوچیک:
غم رو دلم میشینه
آرزوم همینه
نرم از مدینه ...
![]()
![]()
![]()
چه زود گذشت
...
پ.ن: شب و روز شهادتش از خدا بخوایید قسمتتون بکنه برید و بقیع رو ببینید ...
پ.ن۲: عکس هم برای روز آخر مدینه هست ...

